خرید بک لینک

سه سال میگذرد؛ خبری از تو در میدان نیست.

بعد از آن تشییع با شکوه، بد از آن تشییع گینس شکن.

جایت در میانه میدان خالیست.

دیگر خبری از آن جولان ها، از آن جوان مردی ها در میانه میدان؛ و گریه ها میان خانه پدری نیست.

ای کاش میبودی؛ تو ذوالفقار دست علی بودی. بعد از تو شمشیر سپاه قدس؛ نه، شمشیر ایران؛ نه بلکه شمشیر اسلام؛ شرمنده اشتباه کردم. بلکه شمشیر تمام مظلومان جهان، مانند چوبی خشک آماده شکستن است.

البته که هرگز خون تو خشک نمیشود؛ خون تو زمین 1. و تنها از تنی به تن دیگر انقال مییابد.

آری؛ خون تو در تن سردار قاآنی وَلوَل میزند. وَل وَلی ه منتها میشود به جوشیدن و جنگیدن

آری؛ خون تو اسرائیل را بر میچیند، مانند مرغی گرسنه که به دنبال دانه میگردد.

خون تو خشک نمیشود؛ مگر آنکه آب دوباره بر مریخ جاری شود...

برچسب: نویسنده: نگار حسین‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 دی 1401 ساعت: 12:25

صفحه بندی